Loading...

کلام رهبر

کاربران

 

 

منوی اصلی
bullet.png صفحه اصلی
bullet2.png گالري عکس
bullet2.png دريافت فايل
bullet2.png صندوق نامه
bullet2.png تماس با ما
· ارسال خبر
· نقشه سايت
· نظرات و پيشنهادات
· فيش هاي بانكي
· منشور اخلاقی کارکنان شهرداری
· مسئولین واحدهای شهرداری
· وظایف واحدهای شهرداری
· ورود به ایمیل کارکنان
· ثبت شكايت يا درخواست
· رهگیری مكاتبات

كميسيون ها Show/Hide content
· كميسيون ماده 100
· كميسيون ماده 77
· كميسيون معاملات
· كميسيون توافقات
سرگرمی Show/Hide content
· كانالهاي تلويزيون
· استخاره با قرآن
· فال حافظ
· دوست يابي
راهنمای ارباب رجوع

لیست مناقصه و مزایده های شهرداری

تعاریف و واژه های فنی

صدور مجوز دیوارگذاری دور زمین

صدور مجوز تمدید پروانه

صدور مجوز ساخت طبقه دوم (اضافه اشکوب)

صدور پایان کار /گواهی عدم خلاف

صدور پاسخ استعلام

رسیدگی به تخلفات ساختمانی

صدور مجوز تغییر کاربری

اصلاح پایان کار

جستجو در سايت


انتقادات و پیشنهادات
پیامهای گذشته   
 
سخنان بزرگان
يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن . ژرژ هر برت
سايتهاي منتخب

اخبار ویژه :   

امروز : شنبه، ۲۷ آبان، ۱۳۹۶
متن کامل بیانات حضرت امام خامنه ای در جمع پرشور مردم كرمانشاه

متن کامل بیانات حضرت امام خامنه ای در جمع پرشور مردم كرمانشاه


بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم

و الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فی الأرضین .

بسیار خرسندم و خدای متعال را شاكرم كه این توفیق را امروز - اگرچه دیرهنگام - به این بنده ی حقیر داد كه در جمع شما مردم عزیز و وفادار و مؤمن كرمانشاه حضور پیدا كنم. اگر دیدار از شهر شما و استان شما تأخیر افتاد، این از اهمیت این استان و مردم عزیز آن نمیكاهد. این استان از لحاظ جایگاه انسانی و جایگاه طبیعی و جایگاه جغرافیائی، یكی از استانهای ممتاز كشور عزیز و پهناور ماست. در آغاز عرایض، چند جمله ای در مناقب كرمانشاه و مردم عزیز كرمانشاه عرض كنیم.

برخی از خصوصیات مثبت، بین مردم سرتاسر كشور مشترك است؛ ولی بعضی از خصوصیات در برخی از استانها برجسته تر و پررنگ تر است. مردم كرمانشاه را از دیرباز به جوانمردی و سلحشوری و وفاداری و مهربانی شناختیم؛ مردمی غریب نواز، مردمی مهمان نواز، و به طور خلاصه، دارای صفات نیكِ پهلوانی. این جزو خصوصیاتی است كه در كرمانشاه میدرخشد؛ از دور و نزدیك، همه این را میدانند و احساس میكنند.

آنچه كه این بنده را در مورد كرمانشاه، همیشه وادار به تحسین میكرده است، این است كه مردم این استان با وجود چندگونگی، از لحاظ قومی، از لحاظ مذهبی، حتّی از لحاظ گویشی، در كنار هم، مهربان، با سلم و مدارا و برادروار زندگی میكردند و میكنند؛ این خصوصیت بسیار مثبتی است كه باید بر آن پافشاری كرد، آن را حفظ كرد و افزایش داد. عشایر و مرزداران غیور این استان، در همه ی نقاط این استان، با همان خصوصیات عشایری و غیرتمندی شناخته میشوند.

من در سال 59، اوائل جنگ تحمیلی، سرتاسر این استان را رفتم و از نزدیك دیدم. در گیلانغرب و اسلام آباد كه مردم شیعه هستند، در پاوه و اورامانات كه مردم سنی هستند، در ریجاب و دالاهو كه گروهی مردمِ اهل حق هستند؛ همه جا مردم در حال دفاع، در حال اظهار ارادت به نظام جمهوری اسلامی بودند. من همان روحیه ای را كه در مناطق گوناگون این استان دیدم، در مركز استان هم كه مجموعه ای از نمونه های اقوام و عشایر گوناگون در اینجا هستند، مشاهده كردم. این، صفت برجسته ای است.

دوران دفاع مقدس، آزمایش بزرگی برای این استان بود. جنگِ هشت ساله از این استان شروع شد و در این استان ختم شد. اولین حملات هوائی رژیم بعثی عراق به این استان و به شهرهای این استان - به همین اسلام آباد و گیلانغرب و بقیه ی مناطق مرزی - و اولین تجاوز مرزی به قصر شیرین در این استان بود. هشت سال بعد هم باز جنگ در اینجا خاتمه پیدا كرد. آخرین حركت دفاعی كشور ما و مردم عزیز ما در قضیه ی مرصاد، باز در این استان بود. یعنی سراسر این هشت سال، این استان در حال دفاع، در حال ایستادگی و شجاعت بود. قبل از شروع جنگ تحمیلی هم از اول انقلاب همین جور بود. یك ماه بعد از پیروزی انقلاب - یعنی در اسفند سال 57 - جوانهای كرمانشاهی بودند كه رفتند تا از پادگان لشكر سنندج دفاع كنند؛ اولین گروه هائی كه برای دفاع در مقابل ضد انقلاب بسیج شدند و راه افتادند رفتند، كه بعضی از همانها جزو شهدای نام آور كرمانشاه اند.

شخصیتهای برجسته و ممتازی در ادبیات، در انواع هنر، در شعر، در خط، در علوم - علوم فنی و مهندسی، علوم پایه، علوم دینی - در ورزش، در گذشته ی دور و نزدیك در این استان وجود داشتند؛ امروز هم بحمداللَّه هستند. خاندانهای علمیِ معروفی كه سابقه ی حضور علمی آنها در این شهر و در این استان بعضاً به بیش از یك قرن و دو قرن میرسد، در این استان حضور دارند. یعنی از لحاظ نیروی انسانی، این استان یك چنین استان برجسته ای است.

نقش زنان در این استان، یكی از نقشهای برجسته است. ما در تمام استانهای كشور - بجز یك استان دیگر غیر از استان كرمانشاه - این همه زن شهیده و زن جانباز كه در قضایای دفاع مقدس به شهادت رسیدند یا جانباز شدند، نداریم. در اینجا زنانی كه در جبهه شهید شدند و همچنین كسانی كه در بمبارانهای دشمن به شهادت رسیدند، فقط یك نمونه ی دیگر در سرتاسر كشور دارد. این هم یكی از امتیازات است.

وضع طبیعی استان هم متناسب با همین وضعیت انسانی است؛ یك وضع طبیعیِ ممتازی است. هم از لحاظ اوضاع طبیعی، هم از لحاظ موقعیت جغرافیائی، این استان ممتاز است. این استان استعداد عالی كشاورزی دارد، آب سطحیِ فراوان و البته متأسفانه مهار نشده دارد؛ كه یكی از كارهائی كه باید در این استان انجام بگیرد، مهار بیش از پیش آبهای سطحی است. این استان زمینهای حاصلخیز، خاك حاصلخیز، اراضی قابل كشت دارد. در این استان، بیش از هشتصد هزار هكتار زمین قابل كشت و زراعت وجود دارد. این استان آب و هوای متنوع دارد، قابلیتهای صنعتی و معدنی دارد. به خاطر موقعیت جغرافیائی ای كه دارد، از لحاظ ارتباط با خارج و ارتباط با بخشهای گوناگون كشور، این استان قابلیت حمل و نقل و بازرگانی دارد. چندین مركز مهم اقتصادی كشور در فاصله های برابر و متقاربی با این شهر و این استان قرار دارند. همچنین به خاطر طبیعت زیبا و آثار منحصربه فرد تاریخی ای كه در این استان هست، قابلیت گردشگری دارد. اینها خصوصیات طبیعی و جغرافیائی و انسانی این استان است.

با توجه به این نقاط مثبت و برجسته، جوان این استان باید سرشار از امید و نشاط و میل به كار باشد. جوانهای استان توجه كنند و بدانند كه در چه موقعیتی، در چه منطقه ی حساس و دارای امتیازی زندگی میكنند. البته مشكلات وجود دارد، كه ان شاءاللَّه باید مسئولین همتهای خودشان را بگمارند بر رفع كامل مشكلات؛ كه در رأس مشكلات این استان، مسئله ی اشتغال است. مسئله ی اشتغال در اینجا، از متوسط كشور، حساس تر است و باید نسبت به امر اشتغال در این استان توجه ویژه ای بشود.

خب، سفر امروز ما كه چند روز هم به طول خواهد انجامید و من برنامه های گوناگونی را با شما مردم عزیزمان، چه در این شهر، چه در بعضی از شهرهای دیگر دارم، در یك موقعیت حساس زمانی قرار گرفته است. هر روز از منطقه و از جهان، خبرهای تازه ای میرسد. مسائلی كه امروز در منطقه ی ما هست و در سرتاسر جهان بروز میكند، مسائل بی سابقه ای است؛ چه مسائل منطقه، چه مسائلی كه در غرب دارد اتفاق می افتد؛ چه در اروپا و چه در آمریكا. شرائط جهان، شرائط حساسی است؛ و البته به نفع ما. در چنین شرائطی، خیلی خوب است كه ملت ایران یك نگاه جامعی به وضع خود داشته باشند و یك نگاه بصیرانه ای به وضع جهان.

من امروز از این فرصت استفاده میكنم و برخی از مسائل مهمی را كه در رابطه ی با ملت عزیزمان و كشورمان در این برهه قابل توجه است و لازم به یادآوری است، عرض خواهم كرد. مسئله ی اصلی ما، مسئله ی مردم است؛ حضور مردم، میل مردم، اراده ی مردم، عزم راسخ مردم. این را باید عرض كنیم؛ در همه ی تحولات و جنبشهای گوناگون اجتماعی بزرگ، نقش مردم، نقش معیار است. یعنی گسترش یك تحول، گسترش یك فكر، گسترش نفوذ یك مصلح اجتماعی، وابسته ی به این است كه با مردم چقدر ارتباط داشته باشد. هرچه ارتباط او و آن جریان و آن جنبش و آن تحول با مردم بیشتر باشد، امكان موفقیت او بیشتر است؛ اگر از مردم منقطع شد، دیری نخواهد پائید، كاری نخواهد كرد. البته در تاریخ كشور ما جابه جائی های قدرت، آمدن سلسله های سلاطین و رفتن آنها، به مردم ارتباطی نداشته است؛ لیكن همین سلسله های حكومتی و سلطنتی ای كه در طول تاریخ ما وجود داشته اند، هر كدام از آنها كه توانسته اند رابطه ی خودشان را با مردم به یك نحوی محكم و گرم و دوستانه كنند، پایداری شان، موفقیتشان در اداره ی كشور و در عزت ملی بیشتر بوده است؛ هر كدام، از مردم منقطع شدند، همه چیز را از دست دادند؛ كه نمونه ی اتمّ آن، سلسله ی قاجار و سلسله ی منحوس پهلوی در این دوره های اخیر است. ما یك تجربه ی مشروطیت را داریم در دوران نزدیك خودمان، و یك تجربه ی ملی شدن صنعت نفت را. در این دو، مردم حضور داشتند، شركت داشتند؛ عامل پیروزی هر دو نهضت، مردم بودند؛ ولی از مردم جدا شدند. در نهضت مشروطیت، انگلیسها با مكر و كلك خودشان، با حیله و خدعه ی خودشان، آمدند بر امواج مشروطیت سوار شدند، مردم و رهبران مردمی را كنار زدند؛ مشروطیت سر از قلدری رضاخان درآورد.

در قضیه ی صنعت نفت و ملی شدن نفت هم در اول دهه ی 30 شمسی در كشورمان، مردم عامل بودند، مردم مؤثر بودند، حضور آنها موفقیت آور بود؛ لیكن دیری نپائید كه از مردم جدا شدند، به مردم پشت كردند؛ كودتای آمریكائی آمد امور را قبضه كرد و كشور را مجدداً به استبداد كشاند.

در طول تاریخ ما، هیچ حادثه ای مثل حادثه ی پیروزی انقلاب اسلامی و حوادث بعد از آن نبوده است كه مردم در آن، نقش مستقیم داشته باشند. در انقلاب اسلامی مردم آمدند؛ همه ی مردم، همه ی قشرهای مردم، از شهری و روستائی، از زن و مرد، از پیر و جوان، از تحصیلكرده و بیسواد، همه و همه در كنار هم حضور پیدا كردند. با اینكه متكی به قدرت و زور هم نبودند، سلاح هم نداشتند، اگر هم داشتند، به كار نمیبردند، اما در عین حال توانستند یك رژیمِ تا دندان مسلحِ متكی به قدرتهای استكباری را بكلی از پا در بیاورند و انقلاب را پیروز كنند. منتها نكته ی اساسی در انقلاب ما این بود كه نقش مردم با پیروزی انقلاب تمام نشد؛ و این از حكمت امام بزرگوار ما و ژرف نگری آن مرد حكیم و معنوی و الهی بود. او ملت ایران را بدرستی شناخته بود، ملت ایران را باور كرده بود، به سلامت و صداقت و عزم راسخ و توانائی های ملت ایران ایمان داشت. همان روزها بعضی ها بودند كه میگفتند خیلی خوب، انقلاب پیروز شد، مردم برگردند بروند خانه هاشان. امام محكم ایستاد و كارها را به مردم سپرد. یعنی پنجاه روز بعد از پیروزی انقلاب، نظام سیاسی كشور به وسیله ی رفراندوم مردم تعیین شد. شما به انقلابهای گوناگون نگاه كنید تا معلوم شود كه اهمیت این حرف چقدر است. پنجاه روز بعد از پیروزی انقلاب، مردم فهمیدند چه نظامی را میخواهند. خودشان پای صندوقهای رأی آمدند و با آن رأی عجیب و تاریخی مشخص كردند كه نظام جمهوری اسلامی را میخواهند. در این دویست سال اخیر - كه سالهای انقلابهای بزرگ است - در هیچ انقلابی چنین اتفاقی نیفتاده است كه با این فاصله ی كم، نظام جدید به وسیله ی خود مردم، نه به وسیله ی یك عامل دیگر، تعیین شود. بعد بلافاصله امام بزرگوار دنبال قانون اساسی بود. من فراموش نمیكنم؛ در ماه های اردیبهشت یا خرداد سال 58 - یعنی سه ماه چهار ماه بعد از پیروزی انقلاب - امام شورای انقلاب را كه ماها بودیم، برای یك كار مهمی به قم خواستند. ما خدمت امام رفتیم. من از یاد نمیبرم چهره ی خشمگین امام را كه نظیر آن را من در امام كم دیدم. حرفشان این بود كه چرا برای قانون اساسی فكری نمیكنید. این در حالی بود كه هنوز سه ماه از پیروزی انقلاب بیشتر نگذشته بود. همان جلسه تصمیم گیری شد كه انتخابات مجلس خبرگان برگزار شود. مسئولین كشور - كه دولت موقت بود - آمدند انتخابات را برگزار كردند. مردم در یك انتخاباتِ سراسری شركت كردند، نمایندگان خود را - كه خبرگان قانون اساسی بودند - معین كردند. خبرگان هم در ظرف چند ماه قانون اساسی را تدوین كردند. بعد امام باز دوباره فرمودند كه این قانون اساسی ای كه تدوین شده است، باید به رأی مردم برسد. با اینكه نمایندگان مردم آن را تدوین كرده بودند، اما امام فرمود باز هم بایستی رأی مردم باشد. لذا آمدند رفراندوم قانون اساسی كردند، مردم هم با رأی بالائی قانون اساسی را تصویب كردند. بنابراین نقش مردم بعد از پیروزی انقلاب تمام نشد. در خصوصیات اداره ی كشور، این نقش ادامه پیدا كرد. هنوز یك سال از پیروزی انقلاب نگذشته بود كه رئیس جمهور بر طبق قانون اساسی انتخاب شد. بعد از چند ماه، مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. از آن تاریخ تا امروز، در طول این سی و دو سال، مرتباً خبرگان رهبری، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان شوراها، به وسیله ی مردم انتخاب شدند. مردم خودشان هستند كه تصمیم میگیرند، شركت میكنند، انتخاب میكنند؛ كار دست مردم است. حضور مردم، یك چنین حضور برجسته ای است.

در طول این سالهای متمادی، دولتهای گوناگون و ذائقه های سیاسی گوناگون بر سر كار آمدند - چه در مجلس با سلائق سیاسی مختلف، چه در قوه ی مجریه - بعضی ها حتّی با اصول نظام زاویه هم داشتند؛ لیكن ظرفیت عظیم نظام، بدون اینكه ناشكیبائی نشان بدهد، توانسته است همه ی این مسائل را از سر بگذراند؛ توانسته است همه ی این مشكلات را در خود حل و هضم كند؛ به خاطر حضور مردم، به خاطر ایمان مردم، به خاطر پایبندی مردم به نظام اسلامی؛ یعنی خودشان را صاحب كشور دانستن. در گذشته همیشه میگفتند كشور صاحب دارد؛ منظورشان این بود كه فلان امیر و فلان حاكم و فلان سلطان صاحب كشور است! مردم نقشی نداشتند، كاره ای نبودند. امروز به بركت انقلاب اسلامی، مردم میدانند كشور صاحب دارد؛ صاحب كشور هم خود مردمند.

ما وقتی تجربه ی سی و دو ساله ی انقلاب را بازخوانی میكنیم، ژرفِ ژرفائی حكمت امام و تدبیر امام را درمی یابیم؛ چرا؟ چون هر نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی، با این آرمانهای بلند، با این ضدیت و مخالفتی كه با استكبار و بی عدالتی بین المللی دارد، با ایستادگی ای كه در مقابل شیاطین قدرت در سرتاسر جهان دارد، دشمنهای گردن كلفتی دارد. چالش ایجاد میكنند، مشكل به وجود می آورند. اگر اینچنین نظامی بخواهد بماند، باید یك نیرو و ظرفیت عظیمی از او نگهبانی كند، تا بتواند ایستادگی كند، تا بتواند پیشرفت كند و متوقف نماند. در انقلاب اسلامی، با تدبیر امام - كه از متن اسلام گرفته شده بود - این نیروی نگهبان عبارت است از اراده ی مردم، عزم مردم، حضور مردم. لذا نظام اسلامی چالشها را درنوردید و بر چالشها پیروز شد. به اطمینان كامل میشود گفت كه جمهوری اسلامی تا امروز بر همه ی چالشهای سخت و نرم كه در مقابل او قرار گرفت، پیروز شده است و به عون الهی، به فضل الهی، به هدایت الهی، بر هر چالش دیگری هم در آینده پیروز خواهد شد.

یكی از چالشهای بزرگی كه همان اول انقلاب به سراغ كشور آمد، همین جنگ تحمیلی هشت ساله بود. شوخی نیست؛ هشت سال! جنگی را بر این كشور تحمیل كردند. هر نظامی باشد، با ناآمادگی ای كه در اول انقلاب به طور طبیعی هست، در یك چنین چالشی شكست میخورد؛ اما كشور عزیز ما، نظام مقدس جمهوری اسلامی شكست نخورد؛ پیروز شد. جنگ به وسیله ی مردم اداره شد. هم ارتش و هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هم نیروهای گوناگون، متكی به مردم بودند؛ به ایمان مردم، به عشق مردم، به صفای مردم. از خط مقدم تا همه ی صفوف عملیاتی، تا پشت جبهه و پشتیبانی، مردم با صفا و صداقتی مثال زدنی و فراموش نشدنی، برای فداكاری آمادگی داشتند. آن كسانی كه در سنین جوانیِ بعد از آن دوران هستند، متأسفانه به یاد نمیدهند. چقدر خوب است كه آن حوادث ممتاز و برجسته و زیبا بازخوانی شود.

در همین شهر كرمانشاه برای من نقل كردند كه جعفرآباد بمباران شده بود، یك خانواده ای زیر آوار مانده بودند. بچه های فرمانداری رفتند كمك كردند، اینها را از زیر آوار بیرون آوردند. پیرمردِ پدر این خانواده بعد برای تشكر به فرمانداری آمده بود. تشكر میكرد كه به من كمك كردید. مسئولین فرمانداری به او گفتند شما فهرست خسارتهاتان را بدهید كه ما به شما كمك كنیم و جبران خسارتهاتان بشود. در این نقل، این پیرمرد گفت: حیف است از تو همشهری! مگر من برای جیفه ی دنیا اینجا آمده ام؟ ببینید، او كرمانشاهی است ها! این تعبیر، همان تعبیر پرگذشت و پر اغماضی است كه یك انسان والا انجام میدهد. از این نمونه ها در این شهر شما و استان شما فراوان است. در همه ی مناطق عملیاتی غرب و جنوب غربی و شمال غربی، از این نمونه ها میشود پیدا كرد. اینها چیزهائی است كه در ملتهای دیگر پیدا نمیشود. یك نمونه های برجسته ی اینچنین را، آن هم با این فراوانی، نمیشود پیدا كرد. جنگ را مردم اداره كردند؛ مردم پای كار بودند.

یكی دیگر از چالشهای بزرگ، همین چالش فشارهای اقتصادی و تحریمها بود. امروز سخن از تحریم میگویند؛ تحریم برای ما چیز تازه ای نیست. از سال اول پیروزی انقلاب، تحریمهای یكجانبه از طرف آمریكا و كشورهای اروپائی شروع شد و در طول جنگ، این تحریمها و محدودیتها به اوج خود رسید. من یك وقتی گفته ام؛ ما میخواستیم از خارج از كشور سیم خاردار تهیه كنیم. كشوری كه این سیم خاردار باید از آنجا عبور میكرد - شوروی سابق - اجازه نمیداد كه این كالا از داخل خاك او عبور كند، بیاید ایران! حالا كالا نه كالای نظامی است، نه سلاح تهاجمی است؛ سیم خاردار است! اینقدر محدودیت علیه كشور ما به وجود آوردند. در همه ی زمینه های اقتصادی به دنبال ایجاد تحریم بودند؛ غرضشان هم این بود كه ملت ایران را به زانو در بیاورند، نظام را به زانو در بیاورند؛ اما نظام جمهوری اسلامی به كمك صبر و بصیرت شما مردم، همه ی آن سیاستها و سیاستگذاران را به زانو درآورد.

ما توانستیم از همین محدودیتها به عنوان یك فرصت استفاده كنیم. همین منعها و تحریمها و محدودیتها موجب شد كه ما در میدانهای نوآوری و ابتكار، در همه ی زمینه ها، به پیشرفتهائی دست پیدا كنیم كه كشورهای منطقه در طول سالهای متمادی هم نتوانستند به آن پیشرفتها دست پیدا كنند. ملت ما، مردم ما، جوانان ما، دانستند. من مثالهائی دارم در انقلابها، كه حالا مجال نیست من اینها را عرض كنم؛ شاید در خلال بعضی از دیدارهای دیگر گفتم. انقلابهائی كه در دهه ی 70 میلادی - یعنی چند سال قبل از انقلاب ما - در بعضی از كشورها اتفاق افتاده بودند، وضع رقتباری داشتند؛ قابل مقایسه نبودند. انقلاب عظیم ما توانست اینجور پیشرفت كند.

یكی دیگر از چالشها - كه البته این چالش پیچیده تری بود - چالشهای فتنه انگیزی بود كه در فتنه ای مثل هجدهم تیر سال 78 و فتنه ی سال 88، با فاصله ی ده سال، اینها در تهران راه انداختند. امیدوار بودند كه بتوانند با این فتنه، نظام را شكست بدهند؛ ضربه وارد كنند؛ اما بعكس شد. در فتنه ی هجدهم تیر، پنج روز بعد از اینكه فتنه گران فتنه ی خود را شروع كردند، مردم آن حركت عظیمِ 23 تیر را، نه فقط در تهران، بلكه در سایر شهرها به راه انداختند. در فتنه ی 88، دو روز بعد از حوادث عاشورا، آن قضیه ی عظیم نهم دی به راه افتاد. همان وقت بعضی از ناظران خارجی كه از نزدیك دیده بودند، در مطبوعات غربی نوشتند و ما دیدیم، كه گفته بودند آنچه در نهم دی در ایران پیش آمد، جز در تشییع جنازه ی امام، چنین اجتماعی، چنین شوری دیده نشده بود. این را مردم كردند. حضور مردم اینجوری است.

مسئله ی هسته ای، یكی دیگر از چالشهاست. آن حصار مستحكمی كه توانست به مسئولان جرأت بدهد، قدرت بدهد و آنها در مقابل زورگوئی و تحمیل دشمنان در قضیه ی هسته ای بایستند، اراده ی مردم بود، پشتیبانی مردم بود؛ پایگاه اقتدار مردمی بود كه توانست این موفقیت بزرگ را نصیب كشور كند.

یكی از صحنه های بسیار مهم دیگری كه مردم عزیز ما در آن نقش ایفاء كردند و كسی هم تصور نمیكرد كه این صحنه اینجور برای نقش آفرینی ظرفیت داشته باشد، عرصه ی علم و فناوری است. كی خیال میكرد جوانان ما اینجور وارد این میدان شوند؟ بمجرد اینكه نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری با نخبگان و زبدگان دانشگاهی مطرح شد، آنچنان حركت عظیمی به وجود آمد كه شد یك گفتمان عمومی، شد یك حركت همگانی. امروز در سرتاسر كشور، در استانهای مختلف، در شهرهای كوچك و بزرگ، بخصوص در مراكز علمی و حساس، جوانهای ما كارهای حساسِ بزرگی را از لحاظ علمی و فناوری دارند انجام میدهند؛ كارهائی است كه بعضی از آنها صددرصد به نتیجه رسیده است، بعضی هم در راه است. اینها را ملت ایران خواهند دید. این كارهای علمی مایه ی اعتماد به نفس ملت ایران است، مایه ی رونق اقتصادی است. تجارتهای پرسود مادی، ناشی از پیشرفتهای علمی است. جوانان ما در این زمینه وارد شدند. آمارهای جهانی هم این را تأیید كرد. البته مسئولان هم تلاشهای باارزشی میكنند.

خب، من از این بخش از عرایضم میخواهم دو تا نتیجه بگیرم: اولاً همه ی دنیا بداند، دشمنان غربی ما بدانند كه این نظام به خاطر حضور مردم، یك نظامِ دارای استحكام و اقتدار است. سیاستگذاران غربی، اینجا را اشتباه نكنند با بعضی از كشورهائی كه انقلاب كردند، بعد هم همان جوری كه غرب مایل بود راهشان را تغییر بدهد، تغییر دادند. اینجا مردمند. اینجا بافت عمومی كشور - یعنی مردم در بخشهای مختلف كشور و از طبقات مختلف - در این انقلاب ذی سهمند، ذی نظرند، اراده و عزم آنها تأثیر میگذارد. اگر یك مسئولی هم بخواهد كجروی كند، بخواهد حركت دیگری در قبال حركت انقلاب به راه بیندازد، مردم او را حذف میكنند. این آن چیزی است كه همه ی مردم دنیا و سیاستگذاران كشورهای گوناگون باید این را بدانند؛ و البته میدانند، این را احساس هم كردند. امثال همین حضور مردمیِ امروز شما، به نظام استحكام و اقتدار بخشیده است؛ كه من واقعاً لازم است هم تشكر كنم از این حضور گرم و صمیمانه ی شما در این خیابانها، و هم معذرت خواهی كنم. من واقعاً راضی نیستم به اینجور زحمت كشیدن مردم و این رنجی كه در این استقبالها بر آنها وارد میشود. ...(1) خیلی متشكر، خیلی متشكر، خیلی متشكر. پس نتیجه ی اوّلی كه از این بحثِ حضور مردم گرفتیم، این است كه دیگران بدانند، دنیا بداند، سیاستگذاران استكبار و غیر استكبار بدانند كه ایران این است؛ اینجا مردمند، ملتند، عزم عمومی است، عزم ملی است.

اما نتیجه ی دومی كه میخواهم بگیرم، در واقع خطاب به همه ی مسئولین محترم كشور است. هر جائی كه مسئولین كشور توانائی های مردم را شناختند و به كار گرفتند، ما موفق شدیم. هر جائی كه ناكامی هست، به خاطر این است كه ما نتوانستیم حضور مردم را در آن عرصه تأمین كنیم. ما مسائل حل نشده كم نداریم. در همه ی مسائل گوناگون كشور، مسئولین باید بتوانند با مهارت، با دقت، با ابتكار، راه هائی را برای حضور مردم پیدا كنند - همچنان كه در عرصه ی بسیار دشوارِ جنگ این اتفاق افتاد، راه باز شد؛ كسانی توانستند راه را باز كنند - تا هر جوانی، هر پیری، هر مردی، هر زنی كه بخواهد در این كار بزرگ شركت كند، راه برایش باز باشد. در زمینه های گوناگون هم میشود، در اقتصاد هم میشود. اقتصاد كشور، تولید كشور میتواند به وسیله ی همت مردم، با پول مردم، با ابتكارهای مردم، با انگیزه های مردم، چندین برابر شكوفائی پیدا كند. سیاستهای اصل 44 را كه ما تدوین كردیم، بر اساس همین نكته بود. برای آینده ی كشور، هدفهائی مشخص شده است. ما این دهه را «دهه ی پیشرفت و عدالت» نامیدیم؛ ما سیاستهای اصل 44 را تدوین كردیم؛ ما چشم انداز بیست ساله را تدوین كردیم؛ سیاستهای برنامه های پنج ساله را تدوین كردیم و میكنیم. همه ی این سیاستگذاری ها بر اساس واقع بینی است. اینجور نیست كه یك عده ای نشسته باشند و با توهمات خودشان سیاست پنج ساله یا چشم انداز بیست ساله بنویسند؛ نه، این با واقعیتها تطبیق میكند؛ متكی به واقعیتهای كشور است.

خب، اینها هدفهای تعیین شده است. اگر حضور مردم در این راه ها و برای این هدفها تأمین شود، این هدفها حتّی زودتر از دورانی كه در نظر گرفته شده است، حاصل خواهد شد. حضور مردم چه جوری است؟ این، همان نكته ی اصلی است. اینجاست كه مسئولین باید زمینه ها را، مدلها را، فرمولهای عملی و قابل فهم عموم را، فرمولهای اعتمادبخش را برای مشاركت مردم فراهم كنند. در هر بخشی میشود این كارها را كرد. هم قوه ی مجریه، هم قوه ی قضائیه، هم قوه ی مقننه به شیوه ی خاص خود میتوانند این را تأمین كنند؛ از ابتكار مردم، از فكر مردم، از نیرو و انگیزه ی مردم، از نشاط جوانیِ جوانان ما - كه قشر عظیم و وسیعی هستند - میتوانند استفاده كنند؛ این جزو كارهائی است كه باید ان شاءاللَّه با سازوكار شفاف از سوی مسئولین انجام بگیرد. البته كارهائی در زمینه های مختلف شده است، راه هائی باز شده است؛ اما بیش از این میشود كار كرد و حضور همه ی مردم را تأمین كرد، تا یك جوان، یك پیر، یك صنعتگر، یك مبتكر بداند كه در این حركت عمومی در كجا قرار میگیرد. همه چیز با یك چنین سازوكاری به سامان میرسد؛ مثل گذشته.

البته مردم انتظاراتی دارند؛ این انتظارات بجا هم هست. مسئولان باید قدردان مردم باشند. حضور مردم، آمادگی مردم، نعمت بسیار بزرگی است كه همه باید قدردان آن باشیم. مسئولان نیت خدمتگزاری خالص داشته باشند. آنچه كه مردم از مسئولین - بخصوص رده های بالاتر - توقع دارند، این است كه با هم تعامل داشته باشند، وحدت داشته باشند، همكاری داشته باشند؛ هم در سطوح بالا، هم در سطوح میانه؛ بر اولویتهای كشور تمركز داشته باشند، مسائل اصلی را جلو بیندازند، سرگرم مسائل فرعی و حاشیه ای نشوند، كار و تلاش بی وقفه انجام بدهند. مردم صداقت را توقع دارند، عمل به وعده ها را توقع دارند، پرهیز از مناقشات را توقع دارند، پرهیز از سرگرم شدن به حواشی و مسائل فرعی را توقع دارند، امانت و پاكدستی و برخورد با متخلف و خائن را توقع دارند؛ اینها در صدر مطالبات مردم قرار دارد. اگر ما مسئولین كشور یك وقتی یك كاری را نتوانیم انجام بدهیم - یك جاده ای، یك سدی، یك كار اقتصادی - بیائیم به مردم بگوئیم نمیتوانیم انجام بدهیم، مردم حرفی ندارند. اگر چنانچه مسئولین كشور بگویند آقا این امكانات نیست، نمیتوانیم این كار را انجام بدهیم، مردم حرفی ندارند؛ اما مردم حرفشان آنجاست كه ما در زمینه ی برخورد با متخلف كوتاهی كنیم، در دنبال گیری از عدالت كوتاهی كنیم؛ مردم اینها را نمی پسندند، مردم از این چیزها عصبانی میشوند. اقدام مدبرانه، عزم راسخ، عدالت خواهی، مسئله ی مبارزه با فساد اداری و فساد مالی، مهم است. در همین فساد اخیر بانكی كه پیش آمد و همه را متوجه خودش كرد، من می بینم و شاهدم كه خوشبختانه سه قوه با هم همكاری بسیار خوبی دارند؛ هم از مجلس، هم از دولت، هم از قوه ی قضائیه، با همدیگر دارند كار میكنند برای اینكه این را دنبال كنند. باید این مسئله را دنبال كنند، به نتیجه برسند، متخلف را - هر كه هست - مجازات كنند، تا این برای دیگران عبرت شود. البته در مبارزه ی با فساد، در درجه ی اول، مسئله ی پیشگیری است؛ اما اگر در پیشگیری كوتاهی شد، به یك نحوی یك فساد واقع شد، درمان، دنبال گیری است؛ این نباید مورد غفلت قرار بگیرد، كه ان شاءاللَّه نمیگیرد، و ان شاءاللَّه مراقبت هم میشود كه نگیرد.

مسئله ی فرهنگ اسلامی و ارزشهای انقلاب هم مسئله ی مهمی است، كه این هم توقع مردم است. در سرتاسر كشور، من هر جائی كه رفتم، نه فقط خانواده های شهدا، بلكه بسیاری از مردم توقع دارند و درخواستشان این است كه ظواهر اسلامی و فرهنگ اسلامی در جامعه رعایت شود؛ بخصوص مسئولین رعایت كنند.

مسئله ی اشتغال هم مسئله ی مهمی است، كه عرض كردیم. البته در این استان و بعضی از استانهای دیگر، اشتغال اهمیت بیشتری دارد. در بعضی جاها كارهای بهتری شده است، كه ان شاءاللَّه باید دنبال گیری شود. مسئله ی تقویت تولید داخلی، مسئله ی كشاورزی، مسئله ی صنعت، اینها كارهائی است كه باید انجام بگیرد.

آنچه كه من در این بخش عرض میكنم، مسئله ی انتخاباتی است كه در پیش است. مظهر حضور مردم، از جمله، انتخابات است. البته تا انتخابات، سه چهار ماه وقت داریم. من هم اگر عمری باشد، فرصتهائی خواهم داشت كه به مردم مطالب خودم را عرض كنم و ان شاءاللَّه عرض خواهم كرد. آنچه كه امروز لازم است عرض كنم، این است كه با هر انتخاباتی، خون تازه ای در رگهای كشور تزریق میشود؛ روح تازه ای در كالبد كشور دمیده میشود - این را بدانید - و به خاطر همین هم هست كه در طول این سالهای متمادی، همیشه دشمن خواسته است كه یا انتخابات نباشد یا كمرنگ باشد. در هیچ انتخاباتی ما سراغ نداریم كه قبل از انتخابات، بوقهای تبلیغاتی دشمن به كار نیفتاده باشد برای اینكه كاری كنند كه انتخابات در ایران كمرنگ شود. در همه ی انتخاباتها، به شكلهای مختلف، این كار صورت گرفته است. شما هوشمندید، زیركید؛ خودتان میتوانید تشخیص بدهید كه برای بی رونق كردن انتخابات، بی شوق و ذوق كردن مردم به حضور در انتخابات، چه حرفهائی زده میشود و چه كارهائی میشود. شما این را در سه چهار ماه آینده هم خواهید دید. بدانید انتخابات برای كشور، برای نظام، برای مردم، در همه ی دوره ها یك دستاورد بزرگ است. وضع مجلس در وضع عمومی كشور تأثیرگذار است. مجلس محور اصلی تصمیم گیری در كشور است. اینها همه اش اهمیت انتخابات را نشان میدهد.

در انتخابات، دو تا مسئله از همه مهمتر است: مسئله ی اول، حضور مردم، شركت مردم - كه بایستی وسیع و گسترده باشد - مسئله ی دوم، قانون گرائی در انتخابات، وفاداری به قانون، احترام به رأی مردم. اینجور نباشد كه اگر چنانچه انتخابات بر طبق نظر و میل ما انجام گرفت، این را ما قبول داشته باشیم؛ اگر برخلاف نظر ما بود، «و ان یكن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین».(2) اگر حق را به ما دادند، آنی كه ما میخواهیم، سر كار آمد، قانون را قبول داریم؛ اگر آنی كه ما میخواهیم، سر كار نیامد، میزنیم زیر قانون؛ نه قانون را قبول داریم، نه رأی مردم را قبول داریم؛ این نمیشود. فتنه ی 88 همین جور بود. ادعا كردند كه قانون گرا هستند، بعد خب مردم به آنها رأی ندادند، اكثریت مردم به كس دیگری رأی دادند؛ اینها بنا كردند دعوا راه انداختن كه چرا! كشور را، ملت را مدتی مضطرب كردند، دشمن را خوشحال كردند؛ البته آخرش هم در مقابل مردم دیگر تاب نیاوردند و عقب نشستند.

گناه آتش افروزان فتنه ی 88 همین بود كه به قانون تمكین نكردند، به رأی مردم تمكین نكردند. ممكن است كسی بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد؛ خیلی خوب، این اعتراض ایرادی ندارد؛ اما راهِ قانونی دارد كه چگونه باید این اعتراض را بیان و دنبال كرد. اگر قانون را قبول داریم، باید از آن راه برویم. این هم نكته ی اصلی است.

یك نكته هم البته انتخاب نماینده ی دلسوز و مؤمن و علاقه مند است، كه آن هم مسئله ی بسیار مهمی است، اما بعداً زمان كافی داریم. مردم باید كسانی را انتخاب كنند كه به كانونهای ثروت و قدرت متصل نباشند؛ كسانی باشند كه واقعاً مردم اینها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان، بر طبق وظائف انقلابی شان عمل كنند؛ كه حالا بحث در این باره زیاد است.

اما مسائل منطقه. درباره ی حوادث منطقه ی كشورهای اسلامی - مصر و تونس و لیبی و یمن و بحرین و بقیه ی كشورها - خبرهای فراوانی را شنیده اید، تحلیلهای زیادی هم شنیده اید، بنده هم چند بار در این زمینه صحبت كرده ام. امروز من دو تا مطلب را در این زمینه عرض میكنم. یكی این كه آنچه نمود اصلی این حركتها و این حوادث مصر و تونس و بقیه ی كشورهاست، شكست سیاستهای استكبار است؛ این اساس قضیه است. سالها بود كه آمریكا در این منطقه حكمرانی میكرد. دولت مصر، دولت تونس، این سالهای آخر، قذافیِ بظاهر انقلابی و سابقه ی انقلابی دار، و همچنین حاكمان بعضی از كشورهای دیگر، گوش به فرمان آمریكا بودند. آمریكا در این منطقه یكه تاز بود. این وضعیت عوض شد، صفحه ی دیگری گشوده شد. البته آمریكائی ها دارند زور خودشان را میزنند، برای اینكه شاید بتوانند بر اوضاع مسلط شوند؛ اما فایده ای ندارد، ملتها بیدار شده اند، ملتها جرأت پیدا كرده اند. هیچ كس نمیتواند با اراده ی ملتها مبارزه كند. این نكته ی اول و اصلی.

نكته ی دوم هم این است كه مردم عزیز ما در همه جای كشور بدانند كه حوادث كشور ما در این كشورها بشدت دارای تأثیر است. آنها به كشور ما نگاه میكنند؛ اگر ما دارای پیشرفت باشیم، دارای امنیت باشیم، مشاركت عمومی داشته باشیم، اعتماد به نفس ملی داشته باشیم، وحدت ملی داشته باشیم، اینها راه را در این جهت انتخاب خواهند كرد؛ اما اگر خدای نكرده ما ناامنی داشته باشیم، ضعف داشته باشیم، ركود داشته باشیم، تفرقه داشته باشیم - همین چیزهائی كه دشمن میخواهد ما داشته باشیم - این آنها را مأیوس خواهد كرد، نشاط آنها را از بین خواهد برد. لذا ما یك مسئولیت مهمی در این زمینه داریم، كه بایستی خودمان را - كه ملت ایران به عنوان الگو شناخته شده است - جوری پیش ببریم كه برای این ملتها دارای ارزش باشد؛ نشاط ایجاد كند، آنها را به آینده شان امیدوار كند.

نكته ی آخر هم در مورد مسائل غرب است. این مسئله ی آمریكا، مسئله ی مهمی است. این چیزی كه به عنوان «جنبش وال استریت»، مردم آمریكا را به هیجان آورده، مهم است. سعی كردند این را كوچك نشان بدهند، الان هم سعی میكنند كوچك نشان بدهند. همین آقایانی كه مدعی هستند آزادی بیان لازم است و طرفدار آزادی بیانند، تا دو سه هفته از شروع این جنبش، از همه ی روزنامه های مهم آمریكا، فقط یك روزنامه خبر این حركت را منتشر كرد؛ بقیه به سكوت برگزار كردند! اینهائی كه اگر در گوشه ای از دنیا - آنجائی كه با سیاستهای اینها مخالف است - یك چیز كوچكی اتفاق بیفتد، صد برابر آن را بزرگ میكنند، یك حركت به این عظمت را بكلی مورد سكوت قرار دادند؛ مسكوت گذاشتند. ولی خب، بالاخره دیدند چاره ای نیست. خود همان كسانی كه آنجا جمعند - این چندین هزار نفری كه در نیویورك در وال استریت جمع شده اند - و اشباه آنها در شهرهای دیگر و ایالات دیگر آمریكا، آنها را مجبور كردند؛ لذا حالا به این حادثه اقرار میكنند. البته میخواهند موج سواری كنند؛ اما قضیه، قضیه ی مهمی است.

یك مسئله این است كه فساد رژیم سرمایه داری برای آن مردم، محسوس و عینی شده است. ممكن است این حركت را سركوب كنند، اما نمیتوانند ریشه های این حركت را از بین ببرند؛ بالاخره یك روزی این حركت آنچنان خواهد بالید كه نظام سرمایه داری آمریكا و غرب را بكلی به زمین خواهد زد.

رژیم فاسد سرمایه داری نه فقط به مردم كشورهای افغانستان و عراق و بقیه ی جاها رحم نمیكند، بلكه به مردمِ خودش هم رحم نمیكند. مردم در این اجتماعات و تظاهرات چندین هزار نفری نیویورك یك تابلوئی بلند كردند كه رویش نوشته بود: «ما 99 درصدیم». یعنی 99 درصد ملت آمریكا - اكثریت ملت آمریكا - محكومِ یك درصدند. جنگ عراق و افغانستان را آن یك درصد راه می اندازد، اما كشته و غرامتش را آن 99 درصد میدهد. این آن چیزی است كه مردم را بیدار كرده، وادار به اعتراض كرده. البته شیوه های تبلیغاتی و جنگ روانی مسئولان آمریكائی و سازمان سیا و دیگران، شیوه های بسیار قهار و جباری است؛ ممكن است بر اینها فائق بیایند؛ اما بالاخره حقیقت قضیه روشن شد و بیشتر روشن خواهد شد. با این همه ادعا، رژیم سرمایه داری این است؛ لیبرال دموكراسی غرب این است.

حمایت از اسرائیل را همین یك درصد میكنند. مردم آمریكا انگیزه و علاقه ای به حمایت از اسرائیل ندارند، كه پول بدهند، مالیات بدهند، خرج كنند، برای اینكه بتوانند غده ی سرطانی اسرائیل، دولت جعلی اسرائیل را در یك منطقه ای سر پا نگه دارند. بعد هم نوع برخوردشان؛ آن از كتمان و مسكوت نگهداشتن، بعد هم شدت عمل؛ هم در آنجا، هم در بعضی كشورهای اروپائی. در انگلیس آنچنان شدت عملی به خرج دادند كه ده یكِ آن را انسان در كشورهای عقب افتاده ای كه نظامهای دیكتاتوری با مردم برخورد میكنند، مشاهده نمیكند. اینها آن وقت مدعی طرفداری از حقوق بشر، مدعی آزادی بیان، مدعی آزادی اجتماعات، مدعی همه ی مردم دنیایند. آن كسانی كه توصیه میكردند ما روشهای نظام سرمایه داری را دنبال كنیم، آنها را یاد بگیریم، آنها را عمل كنیم، به این واقعیتها نگاه كنند، ببینند كه نظام سرمایه داری چیست؛ بن بست كامل. امروز نظام سرمایه داری در یك بن بست كامل است. ممكن است نتائج این بن بست سالها بعد به نتائج نهائی برسد، اما بحران غرب به طور كامل شروع شده.

دنیا در حال یك پیچ تاریخی است. ملت عزیز ما، ملتهای مسلمان، امت عظیم اسلامی، میتوانند نقش ایفاء كنند. اینجاست كه اسلام، تعالیم اسلام، روش اسلام به كار نیاز مردم دنیا می آید؛ و اینجاست كه نظام جمهوری اسلامی میتواند الگو بودن خودش را برای همه ی مردم دنیا اثبات كند.

پروردگارا! به محمد و آل محمد، توفیقات خودت را بر ملت ایران و بر مسئولان كشور نازل كن. پروردگارا! آنچنان كه به بندگان خالص خود وعده فرموده ای كه به آنها نصرت خواهی داد، به ملت ایران نصرت كامل عنایت كن. پروردگارا! رحمت خود، لطف خود، فضل خود را بر مردم این شهر، بر مردم این استان، بر این دلهای پاك و بافتوّت نازل بفرما. پروردگارا! جوانان ما را دستگیری كن. پروردگارا! ما را جزو كسانی قرار بده كه در قرآن فرمودی: «یحبّهم و یحبّونه».(3) پروردگارا! قلب مقدس ولی عصر را از ما راضی و خشنود بفرما.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته

1) شعار مردم: «ما اهل كوفه نیستیم، علی تنها بماند»، «خونی كه در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست


ارسال شده در مورخه : دوشنبه، ۹ آبان، ۱۳۹۰ توسط عیسی آّبادی

:: نظر شما چیست؟

 *  تکمیل فیلدهای ستاره دار الزامیست
 * نام شما
 * آدرس ایمیل :  
   شماره تماس :          
 * عنوان : 
 * نظر:

 * کد امنيتي :
اگر نمیتوانید تصویر کد امنیتی را ببینید, بر روی این قسمت کلیک کنید.
 * تايپ کد امنيتي :
همزمان با تأیید انتشار نظر من ، به من اطلاع داده شود
  [ بازگشت ]
در صورت مشاهده هر گونه بی احترامی ، تخلف و توهین نظر ویرایش و حذف خواهد گردید
 
ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

عضویت در سایت
لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد اخبار
· سایر مطالب نوشته شده توسط عیسی آّبادی


پربازدیدترین مطلب در زمینه اخبار:
اولین جشنواره آش سنتی در تاریخ 15/4/91 برگزار شد .

امتیاز دهی به مطلب
امتياز 2.6/5 (421راي)
انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

كليه حقوق مادي ومعنوي اين سايت مربوط به شهرداري كميجان مي باشد.
هرگونه کپی برداری با ذکر منبع مجاز می باشد .
Powered By Arya Portal 3.4 ::-:: Copyright © 2007 by AryaPortal.com